به این نتیجه رسیدهام که قهرمانیِ
قهرمانان بخش بزرگش برای این است که آنان تنها بودن خود را پذیرفتند و به جای نالیدن از تنهایی با آن کنار آمدند. و تنهاییشان مقدمهای شد برای جمع شدن دیگران، آغاز یک تمدن.
ذات همهی ما انسانها تنهاست. اینکه همه در شبکه های اجتماعی بر تنهایی خود تاکید میکنند برای همین است. اینکه برای همهی ما تصویرِ سواری تنها که در افق محو میشد به نوعی باشکوه است برای همین است.
اما با این حال ما دوست داریم با یکدیگر به گردش برویم، دوست داریم با هم شب نشینی کنیم. این فاصلهی مثال است و واقعیت. ما انسانهایِ با همی هستیم که عاشق انسانهای تنهاییم.
تنهاها (حتی کلمهاش هم قشنگ جمع بسته نمیشود!) این افراد تنهایی خود را فریاد نمیزنند.
قهرمانان با خود جمع بسته میشوند. به تعبیر قرآن که ابراهیم یک امت بود... شهری بود به نام ابراهیم.
در پس هر تمدنی یک انسانِ تنها است. و ما انسانهایی که از تنها شدن میترسیم در ستایش تنهاییِ آن انسان بزرگی که ما را یکجا کرد شعر میگوییم...
مردی که تنهاییِ چند سالهاش در غاری دور از شهر به پیامبری پایان یافت. و این پیامبری باعث تحول بشر و شناختش از دنیا شد
تنهاییِ این «انسانشهر»ها سازنده است. بر خلاف تنهایی پر از آه و نالهی آنهایی که در جمع قلیون میکشند و در اینستاگرام تبدیل به مصلحی بریده از جمع و ایرادگیر از زمین و زمان میشوند.
انسانشهرها سازنده اند، مانند پیامبری که خون از چهره پاک میکرد و میگفت: خدایا قومم را هدایت کن، آنان نمیدانند.
برچسبها:
موفقیت ,
تنهایی ,
پیامبر ,
تمدن ,
انسانشهر
برچسب:
نویسنده: سجاد ابراهیمی
تاريخ: چهارشنبه
11 فروردين
1400 ساعت: 15:09